کنار زدن سوئز با چاشنی تروریست، پای تل آویو در میان است

وزیر ترابری مصر از طرح این کشور برای اتصال بندر مركز العلمين واقع در ساحل دریای مدیترانه به بندر عیت السخنه در ساحل دریای سرخ از طریق خط آهن سریع السیر خبر داده است.

گفته شده در حال حاضر بیش از 10 شرکت بین المللی آماده مشارکت در مناقصه مربوط به اجرای پروژه می‌باشند و به احتمال زیاد عملیات اجرایی این خط آهن استراتژیک از ماه جولای(پایان بهار) آغاز خواهد شد.

اما این فقط پروژه خط آهن مصر نیست که قرار است دریای سرخ را به مدیترانه متصل کند.

پیش از مصر اسرائیلی‌ها هم دست بکار شده‌اند تا از طریق خط آهن بندر ایلات در دریای سرخ را به بندر اشدود در دریای مدیترانه متصل کنند. البته طرح صهیونیست‌ها از سال 2012 کلید زده شد و در سال 2014 نیز چراغ سبز کابینه را دریافت کرد، اما تا کنون هنوز به مرحله اجرایی نرسیده است.

براین اساس دریای سرخ قرار است از دو مسیر به دریای مدیترانه متصل شود. مسیری که صهیونیست‌ها از سال 2012 در نظر گرفته‌اند و مسیر خط آهنی که به تازگی مصر اجرای آن را در دستور کار قرار داده است.

 

کانال سوئز کم رونق می‌شود؟

نخستین نتیجه‌ای که در ارتباط با احداث دو خط آهن دریای سرخ به مدیترانه قابل توجه به نظر می‌رسد، وضعیت کانال سوئز خواهد بود.

کار ساخت کانال سوئز در مصر در سال 1869 به پایان رسید و از آن زمان تا کنون مهمترین کارکرد آن اتصال دریای سرخ به دریای مدیترانه بوده است.  با توجه به این موضوع اکنون این سوال مطرح است که آیا با اتصال دریای سرخ به مدیترانه از طریق دو خط راه آهن، کارکرد کانال سوئز در مقایسه به گذشته کم اهمیت تر شود؟

تردیدی در این نیست که مسئله امنیت برای عبور و مرور کشتی‌های تجاری در کانال سوئز که از کنار یکی از ناامن‌ترین مناطق مصر یعنی صحرای سینا می‌گذرد، همواره دغدغه جدی و چالشی اساسی بوده است.

میانگین عبور روزانه کشتی‎ها از کانال سوئز بین 45 تا 55 فروند کشتی در روز است و میانگین حجم محموله‎های عبوری از این کانال به 2.975 میلیون تن در روز می‌رسد. این آمار نشان دهنده اهمیت تجاری فوق العاده این آبراهه ساخته شده بدست بشر است، اما همواره ترس از حملات تروریستی علیه عبور و مرور این کشتی‌ها بدلیل مجاورت در کنار صحرای سینا به عنوان مرکز فعالیت‌ های تروریستی در مصر وجود داشته است.

در این شرایط طبیعی است که در صورت وجود خط آهن از دریای سرخ به مدیترانه، بخشی از محموله‌های تجاری ممکن است به دلیل مزیت امنیتی مسیر زمینی را انتخاب کنند. هرچند کانال سوئز همچنان بدلیل موقعیت خود برای عبور کشتی‌ها و قایق‌هایی که از بنادر قاره اروپا و آمریکا به سمت جنوب شرق آسیا، شرق آفریقا و قاره اقیانوسیه در رفت‌وآمد هستند، اهمیت پیشین خود را حفظ خواهد کرد.

 

تلاش اسرائیل برای کاستن از وزن کانل سوئز

باید توجه داشت که همه اهمیت و موقعیت کانال سوئز بدلیل مزایای اقتصادی آن نیست. بخش قابل توجهی از نگاه‌ها به کانل سوئز ناشی از موقعیت استراتژیک آن می‌ باشد. این کانال نقش مهمی در ارتقای موقعیت ژئوپلتیک مصر در منطقه و نظام بین‌الملل داشته است. مصر حداقل یک بار در تاریخ معاصر خود بخاطر این کانال طعم جنگ نظامی را در اواخر سال 1956 چشیده است.

اما این موضوع همواره یک مخالف اصلی در منطقه داشته است و آن رژیم صهیونیستی می باشد. جنگ 1956 با حمله نظامیان صهیونیستی به همین کانال و سپس حمایت انگلیس و فرانسه آغاز شد و اگرچه در حال حاضر شش دهه از جنگ مصر و اسرائیل بر سر سوئز می‌گذرد، اما اقدامات کابینه نتانیاهو برای احداث خط آهنی که دریای سرخ را به مدیترانه متصل کند، نشان می‌دهد که تل‌آویو همچنان بدنبال یافتن راه های ‌جایگزین برای سوئز است.

تلاش صهیونیست‌‎ها برای ایجاد مسیر تجاری جایگزین با کانال سوئز همچنین عواید اقتصادی را نصیب صهیونیست‌ها خواهد ساخت. این اهداف را در اظهارات نتانیاهو به روشنی می‌توان ردیابی کرد. وی در جلسه دیدار با پژوهشگران یک موسسه تحقیقاتی در تل‌آویو در آوریل 2012 بر توانایی برای تبدیل شدن به شاهراه تجاری جایگزین سوئز تاکید کرد.

در همین ارتباط نیز سالم لاخال، استاد دانشگاه کانادایی مونکتون و  نویسنده مقاله "آیا خط آهن دریای سرخ-مدیترانه  رقیب کانل سوئز می‌شود؟" معتقد است که هدف اسرائیل واردات زمینی کالا از آسیا و از جمله از چین و هند از طریق بندر ایلات در دریای سرخ است تا پس از آن همین کالا از طریق بندر اشدود و حیفا در دریای مدیترانه به خارج از مرزهای فلسطین اشغالی صادر شوند.

در واقع اسرائیل ‌تلاش دارد تا در سال‌های آتی با پیگیری سیاست صادرات مجدد بویژه برای کالا و محصولات چینی و هندی، هم جایگزینی مطمئن برای کانال سوئز را به بهانه فقدان امنیت در مصر فراهم کند و هم به ارتقای موقعیت منطقه‌ای خود کمک کرده و بر چالش انزوای منطقه ای خود فائق شود.

 

گروه‌های تروریستی در صحرای سینا، برگ برنده اسرائیل

با در نظر گرفتن اهداف اسرائیل، اقدام مصر برای احداث خط آهن از بندر العلمين واقع در ساحل دریای مدیترانه به بندر عین السخنه در ساحل دریای سرخ بیش از آن که هدفی تجاری و اقتصادی ارزیابی شود، اقدامی در واکنش به طرح مشابه توسط صهیونیست‌ ها می‌ باشد.

در این میان برگ برنده تل آویو برای پیروزی در این رقابت سخت، تداوم ناامنی در صحرای سینا و بی ثباتی سیاسی در مصر است.

در این صورت این بدیهی است که به هر میزان که صحرای سینا در مصر و در مجاورت کانال سوئز ناامن‌تر و تحرکات تروریستی در این منطقه بیشتر باشد، به همان میزان نیز احتمال موفقیت طرح صهیونیستی بندر ایلات به اشدود بیشتر خواهد بود و بر اهمیت ترانزیتی این مسیر ریلی خواهد افزود.

نکته بسیار مهم و جالب توجه آن است که تحرکات تروریستی و ناامنی‌ها بویژه در صحرای سینای مصر (در مناطق اطراف کانال سوئز) همزمان با پیشبرد طرح خط آهن مورد نظر اسرائیل، افزایش یافته است. در نقشه ذیل وضعیت بی‌ثباتی امنیتی از سال 2014 در مصر و بویژه در مناطق مجاور کانال سوئز به خوبی روشن است.

 

 

به اعتقاد استاد دانشگاه مونکتون، یکی از مهمترین دغدغه‌های اسرائیل از همان جنگ 1956 در کانال سوئز و پس از آن جنگ 1967 مسئله نگرانی از مسدود شدن کانال سوئز و اختلال در تجارت دریایی این رژیم بوده است که شاهرگ حیاتی اقتصاد این رژیم محسوب می‌ شود. لذا از زمان فعال شدن گروه‌های تروریست در خاورمیانه و روی کارآمدن داعش این موقعیت طلایی برای تل آویو ایجاد شد تا با دامن زدن به ناامنی‌های موجود در منطقه و بویژه صحرای سینا، امکان غلبه بر تنگنای استراتژیک محاصره سرزمینی و وابستگی به تنگه‌های سوئز و باب المندب را میسر ببیند.

در این شرایط برای دستگاه امنیتی مصر و رهبران این کشور جای تردید و شکی باقی نمی‌ماند که کلید حفظ موقعیت تجاری و استراتژیک برتر کانال سوئز، تامین امنیت صحرای سینا و مقابله جدی‌تر با تحرکات گروه‌های تروریستی در مصر و بویژه در صحرای سینا خواهد بود. اقدامی که تا کنون به نظر نمی‌رسد با جدیت مداومی از سوی قاهره دنبال شده باشد.

افزودن دیدگاه جدید

کد امنیتی

این قسمت برای تشخیص انسان از روبات ها می باشد

2 + 1 = Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.