پشت پرده افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه

امیرعلی ابوالفتح/ کارشناس مسائل آمریکا

مقامات پنتاگون [وزارت دفاع آمریکا] روز جمعه اظهار کردند که این وزارت‌خانه آمریکا یک آتشبار ضد موشکی پاتریوت را برای پشتیبانی و دفاع در برابر آن‌چه تهدیدهای ایران خوانده شده است به خاورمیانه اعزام می‌کند که بخشی از آرایش نظامی دقیق برای جلوگیری از آن‌چه "حمله نیروهای ایرانی یا نیروهای نیابتی آن‌ها" عنوان شده، است. پنتاگون همچنین گفت که یک کشتی نیروی دریایی در منطقه را با آرلینگتون، یک ناو جنگی قدرتمندتر جایگزین می‌کند که یک کشتی آبی خاکی طراحی شده برای نقل و انتقال نیروهای دریایی و هلیکوپترهای جنگی است. این در حالی است که پیشتر پنتاگون، بمب‌افکن‌های B-52 را به قرارگاه هوایی العدید در قطر فرستاده و ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را از کانال سوئز به سمت خلیج فارس راهی کرده بود.

اکنون این پرسش مطرح است که اهداف آمریکا از این اقدامات در منطقه چیست؟

باید این نکته را در نظر گرفت که ایالات متحده آمریکا جدیدا نیروهایش را به منطقه اعزام نکرده است بلکه از اواخر دهه ۱۹۸۰ آمریکایی‌ها به تدریج در منطقه خلیج فارس و غرب آسیا نیروهایشان را متمرکز کردند و دو جنگ بزرگ را در این منطقه انجام دادند یعنی جنگ ۱۹۹۱ و جنگ ۲۰۰۳ علیه عراق و حضور نظامی در افغانستان. بنابراین تجمع ادوات و تجهیزات و تسلیحات آمریکا در منطقه موضوعی است که به سه دهه قبل مربوط می‌شود. قرار دادن تسلیحات نظامی در یک منطقه نیز به این صورت است که به شکل دوره‌ای جابجا می‌شوند، ماموریت‌هایشان تغییر می‌کند و نیروهای جدید وارد و نیروهای قدیمی خارج می‌شوند. این مسئله کاملا مرسوم است و بارها در خلیج فارس ناوهای هواپیمابر و بمب‌افکن‌های آمریکا حضور داشته‌اند. لذا اینگونه تحرکات خیلی عجیب و غریب نیست. البته باید توجه داشت که هرگاه آمریکایی‌ها احساس خطر کنند یا تبلیغاتی را انجام دهند مبنی بر اینکه خطری در منطقه وجود دارد، در آرایش نظامی خود تغییراتی ایجاد خواهند کرد و ممکن است نیروهای خود را تقویت کنند.

در حال حاضر مسئله تنش آمریکا و ایران نیز از چند مسئله ناشی می‌شود؛ نخست آنکه اخیرا آمریکایی‌ها سپاه پاسداران انقلاب ایران را به عنوان یک گروه تروریستی معرفی کردند و ایران نیز فرماندهی مرکزی آمریکا(سنتکام) را به عنوان گروه تروریستی معرفی کرد. در ادامه تحریم‌ها علیه ایران شدت گرفت و تهران اعلام کرد ممکن است از برجام خارج شود. به هر حال سطح  تنش به شکل بی‌سابقه‌ای بین دو کشور افزایش پیدا کرده است. در چنین فضایی دور از انتظار نیست که ادوات و تجهیزات آمریکا در منطقه جابجا شود و جنگ‌افزارها و تسلیحات جدیدی به منطقه اعزام کنند. البته هدف‌گذاری تمام این تحرکات ایران نیست. بلکه خیلی از این ماموریت‌ها از مدت‌ها قبل طراحی شده و نیروها آماده و به منطقه اعزام شده‌اند؛ در این بین برخی تندروهای آمریکا چون جان بولتون یک جنگ روانی علیه ایران به راه انداخته‌اند و بی‌میل نیستند که همه این تحرکات را برای برخورد با ایران جلوه دهند.

درواقع بخشی از این جابجایی نیروها و رفت و آمد تسلیحات نظامی آمریکا ماحصل همان استراتژی بلندمدت آمریکا برای باقی ماندن در منطقه است. آمریکایی‌ها ماموریت‌هایی چون حضور در عراق، بحرین، قطر و عربستان را برای خود تعریف کرده‌اند. بنابراین نباید هر آنچه که این روزها آمریکایی‌ها انجام می‌دهند را به عنوان پیام هشدارآمیز به سمت ایران و افزایش احتمال جنگ در منطقه قلمداد کرد. گرچه کسی نمی‌تواند احتمال جنگ را نفی کند اما به آن اندازه‌ای که رسانه‌ها آن را بزرگ‌نمایی کرده یا در مورد آن گمانه‌زنی می‌کنند هم این مسائل دال بر قریب الوقوع بودن جنگ بین تهران و واشنگتن نیست.

در این میان بدون شک واشنگتن در چارچوب فشار حداکثری بر ایران عملیات جنگ روانی را نیز در دستورکار دارد؛ زیرا آمریکا تحریم‌ها را شدت بخشید و امیدوار است که با تحرکات نظامی، ایران را تحت فشار قرار دهد تا مذاکرات مدنظر آنها انجام گیرد. باید توجه داشت که یکی از کم‌هزینه‌ترین راه‌ها برای آمریکا همین است که با رسانه‌هایی که در اختیار دارند فضاسازی علیه ایران ایجاد کنند. ولی شواهد و قرائن نشان می‌دهد که حداقل در حال حاضر شخص رئیس‌جمهور آمریکا مایل به ورود به فاز برخورد نظامی با ایران نیست. آمریکایی‌ها بارها نیز تاکید کرده‌اند که قصد برخورد نظامی با ایران را ندارند. اما اگر ایران اقدامی انجام دهد به عنوان مثال تنگه هرمز را ببندد یا نیروهای ایرانی یا متحدان جمهوری اسلامی ایران عملیاتی علیه آمریکا انجام دهند، آن کشور نیز عملیات متقابل انجام خواهد داد. همچنانکه ایران نیز اعلام کرده که قصد جنگ با آمریکا را ندارد اما اگر اقدامی علیه کشورمان صورت بگیرد، ایران آن را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت. لذا فعلا در مرحله جنگ روانی بسر می‌بریم و جنگ روانی بیشتر از یک جنگ نظامی قریب الوقوع محل بحث است.  حداقل طی هفته‌های آتی شاهد تحولات خاصی نخواهیم بود چراکه ایران دو ماه فرصت داده تا تکلیف برجام مشخص شود. لذا تا زمانی که ایران اقدامی عملی که دال بر نقض برجام باشد انجام ندهد آمریکایی‌ها نیز اقدام مشخصی انجام نخواهند داد. شاید در چنین فضایی روزنه‌ای برای رسیدن به نوعی درک مشترک بین دو کشور فراهم و زمینه مذاکرات نیز ایجاد شود.

 

افزودن دیدگاه جدید

کد امنیتی

این قسمت برای تشخیص انسان از روبات ها می باشد

1 + 0 = Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.