نشست گروه هفت و پایان نظم نوین جهانی

 

(آشتی آمریکا با دشمنان، دوری از رفقا)

نشست دو روزه سران گروه هفت در کانادا در حالی پس از کش و قوس‌های بسیار به پایان رسیدکه نتایج آن تحت الشعاع تنش های ترامپ با شش عضو دیگر این گروه قرار گرفت، بطوری که وی حتی حاضر به حمایت از بیانیه مشترک نشست سران گروه هفت نیز نشد. بسیاری از تحلیلگران این اقدام ترامپ را به معنای به چالش کشیدن نظم بین المللی کنونی و به نوعی اعلان جنگ به قدرت های جهانی تفسیر کرده اند. اتفاقی که البته نشان از نارضایتی و خشم آمریکا از تحولات جهانی از جمله فرآیند جهانی شدن و پیامدهای منفی این روند بر اقتصاد، فرهنگ و حتی هویت آمریکایی دارد. چرا که این فرایند پس بحران اقتصادی جهانی 2007، 2008، پیامدهای بسیار وسیعی برای آمریکا شامل از بین رفتن سرمایه‌‌ها، بیکاری گسترده، بدهی دولت و کاهش مزیت اقتصادی در پی داشت. به دلیل همین وضعیت و نارضایتی از وضع موجود نیز، دونالد ترامپ با شعارهایی در قالب "اول آمریکا" یا اخراج مهاجران غیرقانونی، کمک به اقتصاد و خروج از جنگ‌های پرهزینه توانست در انتخابات پیروز شود و از همان روز ابتدای ورودش به کاخ سفید قدم به قدم این سیاست‌ها را پیش برد. ابتدا در خصوص بحث مهاجران اقدام کرد و سپس پیمان‌های تجاری و خروج از توافقاتی که از نظر دولت واشنگتن تامین کننده منافع آمریکا نبود از مباحث آب و هوایی گرفته تا توافق هسته‌ای با ایران را دنبال کرد. درواقع رویکرد فعلی آمریکا مبتنی بر برهم زدن نظم کنونی، تقویت ملی‌گرایی و کسب هویت برای رسیدن به جایگاهی است که پیش از این در اختیار داشت؛ یعنی ابرقدرتی که تنها اداره کننده حداقل نیمی از جهان بود.

البته این خواست و اراده آمریکایی‌ها مورد پذیرش جامعه جهانی قرار ندارد چرا که برخلاف رویکرد ملی‌گرایانه و یک جانبه گرایانه‌ای که در ایالات متحده حاکم است همچنان در دیگر مناطق جهان از جمله در اروپا و چین بر حفظ دستاوردهای تجارت آزاد و پیش بردن سیاست چندجانبه‌گرایی تاکید می‌شود. همچنین این کشورها معتقد هستند که جهان به صورت هیات مدیره‌ای که تمام اعضای آن باید از حقوق برابر برخوردار باشند، مورد توجه قرار گرفته است. این تقابل بین جهانی شدن چندجانبه‌گرایانه با ملی‌گرایی یک جانبه‌گرایانه‌ای که بوجود آمده، باعث شده است تا نشستی مانند نشست گروه هفت به یک جدال تمام عیار میان اعضا بدل شود. تاجایی که حتی برخی می‌گویند گروه هفت به گروه شش به‌علاوه یک تبدیل شده است.

در حال حاضر مشخص نیست که نتایج این رویارویی به چه صورت خواهد بود. اما مقاومت‌ها در برابر خواسته‌های آمریکا بسیار شدید و بی‌سابقه است و باعث شده صف‌بندی‌ها به تدریج تغییر کند. به تدریج متحدان دیروز آمریکا در حال تبدیل شدن به رقبا و شاید در آینده دشمنان واشنگتن هستند و دشمنان گذشته ممکن است به متحدان آمریکا تبدیل شوند. نباید فراموش کنیم که از نشست کبک تا نشست سنگاپور فقط دو روز فاصله بود؛ جایی که ایالات متحده آمریکا با متحدان گذشته خود وارد جدال تمام عیار شد. پس از نشست کبک، دونالد ترامپ برای دیدار با رهبر کره شمالی راهی سنگاپور شد. اگر مذاکرات واشنگتن-پیونگ یانگ به نتیجه برسد می‌تواند به نزدیکی بیشتر ایالات متحده آمریکا با چین و حتی روسیه منجر شود.

 این نکته را نیز باید در نظر داشت که جبهه مقاومت در برابر ملی‌گرایی آمریکایی یک جبهه بسیار قدرتمند است. به‌ویژه در مسائل اقتصادی، آسیب‌پذیری ایالات متحده آمریکا نسبت به جنگ تجاری بسیار زیاد است. ملی‌گرایان آمریکایی امیدوار هستند که از طریق نمایش جنگ و تهدید به جنگ، طرف‌های مقابل را وادار به پذیرش شرایط مطلوب‌تری کنند. اما اگر این تفکرات ملی‌گرایانه در اروپا، کانادا، مکزیک و چین نیز ظهور پیدا کند برخورد جریان‌های ملی‌گرایانه میان قدرت‌های بزرگ ممکن است پیامدهای بسیار وخیمی به همراه داشته باشد. به خاطر داریم که جنگ جهانی دوم در حقیقت متاثر از فضای حمایت گرایانه اقتصادی به‌وجود آمد و یک فاجعه و کشتار عظیم را به بار آورد. شاید در قرن بیست و یکم به شدت قرن بیستم، جنگ بر سر منافع و رقابت‌های اقتصادی خونبار نباشد اما باتوجه به مباحث سایبری و جنگ‌های سایبری که قابل تصور است می‌تواند گسترده و اثرگذار باشد. البته تجربه نشان داده در آستانه جنگ قرار گرفتن به منزله ورود به جنگ نیست؛ حداقل درمورد ترامپ می‌توان به تجربه آمریکا و کره شمالی اشاره کرد. دو کشور در یک قدمی جنگ قرار داشتند اما بلافاصله طرفین وارد مذاکره و معامله شدند. فارغ از اینکه این مذاکرات به چه نتیجه‌ای برسد اما نشان می‌دهد که آمریکا قابلیت بازگشت از وضعیت جنگی را دارد. لذا ممکن است اتفاقاتی که در کانادا رخ داد نیز زمینه را برای یک تفاهم بهتر بین طرفین مهیا کند.

از این جهت در آستانه دهه سوم قرن بیست‌و یکم، جهان با یک تحول عمده مواجه است؛ اینکه آیا مسیر گذشته مبتنی بر جهانی شدن و مشارکت جهانی قرار است ادامه پیدا کند یا دنیای آینده مبتنی بر یک‌جانبه گرایی‌ها، خودمحوری‌ها و تاکید افراطی بر توان ملی است که می‌تواند اصطکاک و برخورد ایجاد کند.

در این میان موضوع برجام نیز یکی از مباحث اختلافی اروپا و آمریکا است. در این باره از آنجایی که رسیدن به توافق هسته‌ای متاثر از اجماع قدرت‌های بزرگ شامل آمریکا، کشورهای اروپایی،‌ روسیه و چین بود،  اگر شکاف بر سر موضوعات دیگر مانند مباحث آب‌و‌هوایی و تعرفه‌ای گسترش پیدا کند، زمینه‌‌ای با هدف ایجاد فرصت برای کشورهایی مانند ایران مهیا خواهد شد تا از کنار رقابت‌های قدرت‌های بزرگ، فرصتی برای خود ایجاد کنند و بتوانند از چنین رقابت‌هایی برای پیشبرد منافع خود استفاده کنند.

درواقع اگر میان آمریکا و اروپا جنگ تجاری دربگیرد اروپایی‌ها حتما در برابر اقدامات خصمانه آمریکایی‌ها درمسئله برجام و تحریم‌های شرکت‌های اروپایی واکنش نشان می‌دهند و میزان تاثیرگذاری آمریکا بر موضوع هسته‌ای ایران را کاهش می‌دهند.

امیرعلی ابوالفتح/ کارشناس مسائل آمریکا

افزودن دیدگاه جدید

کد امنیتی

این قسمت برای تشخیص انسان از روبات ها می باشد

1 + 1 = Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.