تغییر نظام در ایران؛ از حرف تا عمل

اگرچه تغییر نظام ایران در دستور کار همه دولت‌های مختلف آمریکا اعم از دموکرات و جمهوری‌خواه قرار داشته است، اما دولت دونالد ترامپ بیش از سایرین بر آن تاکید دارد. همچنانکه اقدامات و مواضع ترامپ و مقامات ارشد وی درباره تغییر نظام ایران موید همین رویکرد است. در واقع، ترامپ ایران را تهدیدی درجه یک می پندارد که فعالیت های آن در حوزه هسته ای، موشکی و منطقه ای با سیاست های قلدرمابانه آمریکا در منطقه منافات دارد. براساس همین نگاه نیز، سرنگونی نظام کنونی ایران و جایگزینی آن با یک حکومت غرب گرا که تهدیدی علیه منافع آمریکا در منطقه نباشد در دستور کار وی و کارگزاران جدید دولت او از جمله جان بولتن و مایک پمپئو قرار گرفته است. در این میان، خروج از برجام و تشدید تحریم های اقتصادی با هدف افزایش نارضایتی های داخلی، اصلی ترین راهبرد دولت ترامپ برای تغییر تدریجی نظام در ایران است. این رویکرد پس از آن در دستور کار دولت ترامپ قرار گرفت، که هیئت حاکمه وی به این نتیجه رسید که گزینه مداخله نظامی مستقیم علیه ایران غیرممکن است. همچنانکه آمریکا از این شیوه برای سرنگونی دولت های حاکم بر افغانستان و عراق در دهه اول قرن 21 بهره برده برد، اما نتیجه مدنظر این کشور محقق نشده بود. چرا که در این دو کشور نه تنها دولت های متحد آمریکا جایگزین نشدند، بلکه مداخله نظامی بیشتر باعث روی کار آمدن رژیم های ضعیف، جنگ های داخلی، ایجاد بستر مناسب برای شکل گیری تروریسم، خشونت های روز افزون و بروز مشکلات جدیدی شد که برای رفع آن لازم است تا نیروهای آمریکایی با صرف هزینه های فراون در آن کشورها تا سال های سال باقی بمانند. در عین حال، عواقب مداخله نظامی در ایران حتی بسیار یچیده تر  از این کشورها خواهد بود و باعث بروز خطرات بسیار جدی تر خواهد شد.

با توجه به همین مساله نیز، آمریکا سعی کرد از طرق دیگر از جمله تحریم اقتصادی البته به پشتوانه ابزارهای قدرت نرم اعم از ماهواره و شبکه های اجتماعی همچون تلگرام برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی ایران و به تبع آن قرار دادن آنها در مقابل حکومت بهره برد. رویکردی که در قالب ایجاد جنگ های روانی و ایجاد ترس عمومی از شرایط اقتصادی و اطمینان زدایی از مردم نسبت به آینده کشور دنبال می شود، همچنانکه در هفته ها و روزهای اخیر شاهد تشدید این سیاست از سوی مقامات آمریکایی و رسانه های منتسب به آنها هستیم که هدف اصلی آنها نیز ایجاد ناآرامی داخلی در راستای ضدیت با نظام است. با این وجود، همچنانکه تجربه تاریخی چهار دهه فراز و نشیب های جمهوری اسلامی در مقاطع تاریخی مختلف نشان داده است این رویکرد نیز همانند راهبرد نظامی، چندان کارایی ندارد. چرا که عمده مردم در ایران فارغ از مشکلات و چالش های پیش رو بویژه در حوزه اقتصادی از نظام خود حمایت می کنند بطوری که در آخرین انتخابات کشور در خرداد 1396 بیش از 70  درصد مردم مشارکت داشتند و یا در مراسم روز قدس اخیر در کشورهای مختلف شاهد پای بندی قشرهای مختلف مردم به نظام و آرمان های انقلاب اسلامی بودیم. در واقع، حتی آن دسته از مردم هم که از نظام حمایت نمی کنند، مخالف مداخله خارجی ها در کشور بوده و ترجیح آنها نه سرنگونی نظام که اصلاح تدریجی آن است.

 علاوه براین، نظام نیز در طی 40 سال گذشته از ابزارهای مختلفی برای مقابله با اقدامات آمریکا و ایجاد ثبات در کشور  بهره برده است که از بکارگیری قدرت نرم تا افزایش توان نظامی را شامل می شود.

و در آخر اینکه اظهارات چهره های مختلف دولت آمریکا و کنگره در قبال ایران اعم از اعمال تحریم های جدید علیه کشور، ایجاد تنش در قبال برنامه موشکی ایران، تلاش برای به انزوا بردن ایران و کاهش نفوذ نظامی این کشور در سوریه و عراق همه و همه در راستای تضعیف قدرت ایران و زمینه سازی برای تغییر نظام در ایران است. اما این اظهار نظرها تا کنون نتوانسته است از حرف فراتر رود.  چنانکه می توان گفت دولت فعلی آمریکا نیز از توانایی لازم و کافی برای تغییر نظام ایران به شیوه مطلوب خود اعم از حمایت از نیروهای مخالف داخلی و یا از طریق مداخله نظامی مستقیم برخوردار نیست. همچنانکه بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب، داغ از میدان خارج شدن یا ضعیف شدن جمهوری اسلامی بر دل دولت جدید آمریکا هم باقی خواهد ماند.

 

 

افزودن دیدگاه جدید

کد امنیتی

این قسمت برای تشخیص انسان از روبات ها می باشد

2 + 2 = Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.