اهداف چندگانه سلمان از اعلام شناسایی رژیم صهیونیستی

 

اهداف چندگانه سلمان از اعلام شناسایی رژیم صهیونیستی

محمدبن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی اخیرا در مصاحبه‌ای با نشریه آمریکایی آتلانتیک، از حق مشترک اسرائیلی‌ها و فلسطینیان برای زندگی در کشورهایشان سخن گفته و همزمان با طرح ادعاهایی علیه جمهوری اسلامی، نظام ایران را مسئول بی‌ثباتی و افراط‌گرایی در منطقه قلمداد کرده است. طرح این دو موضوع در کنار هم یعنی سخن گفتن آشکار از حق یهودیان برای داشتن کشوری از آن خود، در کنار تکرار ادعاهای واهی علیه ایران می تواند ناشی از شکست آل سعود در تحولات منطقه و چنگ زدن به هر ابزار مشروع و غیر مشروع برای خلاصی از این وضعیت باشد.
بنابراین، اگر بخواهیم دلیل اعلام رسمی به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی از سوی مقامات عربستان را بررسی کنیم، باید آن را در شکست طرح‌های عربستان در منطقه جستجو کرد، که در نتیجه آن‌ها، مقامات این کشور بویژه ولیعهد مغرور و بی تجریه آن، چاره رهایی از این وضعیت را تنها در نزدیک‌شدن هرچه بیشتر به رژیم صهیونیستی و آمریکا می‌ بییند. چرا که سیاست های تجزیه‌طلبانه‌ی عربستان در عراق و سوریه راه به جایی نبرده است، .و در پرونده ریاض نیز پس از گذشت سه سال و چند ماه، نه تنها هیچ دستاوردی تاکنون به دست نیامده، بلکه پس از ریاض، نفت‌کش‌هایشان نیز در تیررس موشک‌های یمنی قرار گرفته است.
به بیان دیگر حمایت آشکار بن سلمان از اسرائیل، هزینه یا باج سنگینی است که آمریکایی‌ها برای کمک به سعودی‌ها در برون‌‌رفت از بحران های مختلف منطقه ای از جمله یمن از عربستان مطالبه کرده‌اند و محمد بن‌سلمان خود را از دادن چنین امتیاز بزرگی به آمریکایی‌ها ناگزیر دیده تا بتواند پرونده این پرونده ها را به گونه‌ای که به نفع عربستان باشد به سرانجامی برساند.
در این میان دلیل اهمیت پرونده یمن برای عربستان از آن جهت است که ولیعهد سعودی معتقد است که کلید باز کردن قفل یمن به نفع عربستان تنها در دستان ایالات متحده آمریکاست و اگر آمریکایی‌ها همراهی بیشتری داشته باشند آنها می‌توانند پرونده یمن را به شکلی به پایان برسانند تا عربستان در این پرونده پیروز دیده شود، از همین رو نیز سلمان سعی کرد تا با شناسایی رسمی رژیم صهیونیستی و اتهام زنی علیه ایران، ترامپ را بیش از پیش برای دخالت در یمن تحریک کند. اما واقعیت ماجرا این است که آمریکا‌یی‌ها قادر نیستند در پرونده یمن به گونه‌ای ورود کنند که مسئله به نفع عربستان تمام شود. چرا که به هر حال اگر واشنگتن به این پرونده ورود پیدا کند طبیعتا دیگرانی هم هستند که برای دفاع از مردم مظلوم یمن ممکن است دست به اقداماتی بزنند و این مسئله برای آمریکا گران تمام خواهد شد. ایالات متحده آمریکا چنین احتمالاتی را در نظر می‌گیرد و لذا به آسانی در پرونده یمن در کنار بن سلمان قرار نخواهند گرفت.
در مساله سوریه نیز سلمان آشکارا از آمریکا تقاضا کرد تا نیروهای نظامی این کشور در سوریه باقی بمانند تا مانع از نفوذ بیش از پیش ایران شوند. ترامپ نیز اگرچه خواهان پرداخت هزینه این درخواست از سوی سعودی ها شد، اما بدون شک، موضع گیری بن سلمان درباره رژیم صهیونیستی نمی تواند بی ارتباط به باج دهی به آمریکا برای حمایت از عربستان در تحولات سوریه باشد.   
در همین حال، بن سلمان سعی دارد با قطبی کردن منطقه و قرار گرفتن تحت حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی پایه‌های پادشاهی خود، نزدیکی عربستان به غرب و تشدید سیاست‌ها علیه ایران را دنبال کند. اما اکنون این سوال مطرح است که آیا بلندپروازی‌های بن سلمان موجب واکنش وهابی‌های تندرو و طیف سنتی آل سعود خواهد شد یا خیر. در این رابطه چند نکته را باید مدنظر داشت؛ نخست آنکه وهابی‌ها در طول تاریخ‌شان هیچ‌گاه با رژیم اسرائیل درگیر نشدند و مواضع سرسختانه‌ای علیه این رژیم نداشتند. حتی طی جنگ ۳۳ روز رژیم صهیونیستی علیه حزب‌الله لبنان نیز سران وهابی اعلام کردند که جایز نیست برای پیروزی حزب‌الله در این جنگ دعا شود. لذا نمی‌توان گفت موضع بن‌سلمان در رابطه با به رسمیت شناختن اسرائیل با موضع وهابیون خیلی تفاوت دارد. نکته دیگر اینکه در نظام سلسله مراتبی عربستان این پادشاه و سیستم پادشاهی است که حرف آخر را می‌زند و تعیین تکلیف می‌کند. بنابراین هرگاه درباره موضوعی میان وهابی‌ها و سکولارهای حاکم اختلافی پیش آمده درنهایت وهابی‌ها از حکم حکومت تبعیت کرده‌اند. نکته آخر هم این است که اساسا آل‌سعود مشروعیت خود را در چارچوب نظام بین‌الملل تعریف کرده است. یعنی بیشترین موقعیت را برای تایید سیستم عربستان از سوی دولت‌های آمریکایی، انگلیسی، فرانسوی و غیره می‌دانند و طبیعتا رژیم سعودی این مسئله را در یک چارچوب درون اسلامی یا درون عربی مورد بررسی قرار نمی‌دهد. البته این نکته صحیح است که رژیم سعودی با کنار زدن پرده رابطه رسمی با صهیونیست‌ها، این رابطه را علنی‌تر کرده هرچند که از زمان تاسیس حکومت سعودی در سال ۱۹۳۲ این رابطه برقرار بوده است.
حال این مسئله که بن‌سلمان می‌تواند به این هدف دست یابد یا خیر یک بحث دیگر است؛ اما این مسئله نشاندهنده آن است که جمهوری اسلامی ایران باید مراقبت بیشتری از روند تحولات منطقه‌ای داشته باشد تا مبادا این نکبتی که توسط آل‌سعود در به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی پدید آمده، مشکلی برای ملت‌های منطقه و به خصوص مردم یمن پدید آورد.
در این بین یک اتفاق خیلی خوبی که پیش آمد این است که صف منافقین از امت جدا شده است. امروز با اعلام رسمی پذیرش موجودیت رژیم صهیونیستی نشان داده شد کسانی که گمان می‌رفت در شرایط سخت کنار مسلمانان باشند و بخشی از کسانی که خود را متولی اسلام و مسلمین می‌دانستند درواقع منافقانی در صف امت هستند که نمی‌توان به آنها، مسائل‌شان و استراتژی‌های منطقه‌‌ای‌شان اعتماد کرد.

سعدالله زارعی/ کارشناس مسائل خاورمیانه

 

افزودن دیدگاه جدید

کد امنیتی

این قسمت برای تشخیص انسان از روبات ها می باشد

3 + 0 = Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.